-
نادینی
شنبه 9 دیماه سال 1391 13:15
آنچه نادیدنیست از مردم دنیا دیدم فهمیدم آرامش نابینا از چیست….. “دکتر شریعتی”
-
خیلی دلم گرفته از خیلیا
شنبه 9 دیماه سال 1391 10:09
دلم پُر است پُر پُر پُر آنقدر که گاهی اضافه اش از چشمانم میچکد.. زیاد حرف میزنم اما.. حرفم را نمیزنم
-
برف
شنبه 9 دیماه سال 1391 09:26
-
تولد نوشت
پنجشنبه 30 آذرماه سال 1391 15:23
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است، که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت یلدا همه دوستان مبارک تولد! تولد! وایییییییییییییییییی تولدم مبارک چقدر امروز روز محشریه امروز به شدت از دیدم ملینا تو شرکت متعجب شدم وایییییییییییی از همه جالبتر اینکه ملینا و مهری واسم گل خریدن به جز یک بار که بابا جون واسم...
-
روزهای آخر پاییز...
یکشنبه 26 آذرماه سال 1391 14:01
پاییز داره تموم میشه.واییییییییی فکرشو بکن ! بیست و سه سال و 11 ماه و 26 روز از زندگیم گذشت.اینجایی که هستم ، چیز هایی که دارم، بیست و سه سال واسشون وقت صرف کردم.واقعا ارزششو داشتن؟ ولی اینجا خودمونیم دم مامان و بابام گرم این همه سال کنارم بودن که این گذر زمانو نفهمیدم . دوست داشتن اینا از همه چیز واسم با...
-
خدا...
یکشنبه 26 آذرماه سال 1391 13:06
همه را صدا زدم جز خدا . . . هیچ کس جوابم را نداد جز خدا . . .
-
تجربه یه دوستی کوتاه بلند...
دوشنبه 20 آذرماه سال 1391 18:59
این روزها، هر لحظه ام... در وداع با تو میگذرد.. به یاد سعیده عزیز
-
رو کم کنی!
یکشنبه 19 آذرماه سال 1391 11:27
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA دیشب دلم گرفته بود هی تو جام اینور اونور شدم ، حتی متکا رو هم عوض کردم ، خوابم نبرد !.گوشیمو برداشتم سریع نوشتم خوابم نمیبره تا اومدم ارسال کنم....دلتنگیم بیشتر شد آخه دیدم کسیو ندارم که واسش ارسال کنم :( یه همچین حسی بود : هه ! یاد این شعر افتادم که میگه : از چه دلتنگ شدی؟...
-
بازی زندگی
چهارشنبه 15 آذرماه سال 1391 11:29
نوبت من بود چشم بذارم ... نمیدونم چرا اینقدر خوشحال به نظر می رسیدی ... شمردم و چشم برداشتم ... چند ماهه که دارم دنبالت می گردم و پیدات نمی کنم ... من دیگه بازی نمی کنم ... تو رو خدا بیا بیرون
-
افکار
پنجشنبه 2 آذرماه سال 1391 13:42
یه جا از حسین پناهی خوندم : میدانی ? یه وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است..... و بچسبانی پشت شیشه افکارت.... باید به خودت استراحت بدهی... دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویی : بگذار منتظر...
-
دروغ گو!
شنبه 27 آبانماه سال 1391 09:43
تازه گی ها فهمیدم دروغگوی خوبی هستم دلم پر از غمه، حالم اصلا خوب نیست اما هرکی بهم میگه امروز چطوری؟ بهش لبخند میزنمو میگم:خوب
-
...
چهارشنبه 8 شهریورماه سال 1391 14:39
چرا اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد.... خدایا خیلی دلم براش تنگ شده... واقعا سرنوشت چشاش کوره نمیبینه.چون اگه میدید با من این کارو نمیکرد...
-
یک ترانه ی تلخ
شنبه 4 شهریورماه سال 1391 12:11
این روز ها که می گذرد یک ترانه ی تلخ قصه ی تنهایی های مرا می سراید سمفونی گوش خراشی است روز هاست که پنبه دیگر فایده ای ندارد باید باور کنم تنهایم ...
-
اون مرد...
یکشنبه 22 مردادماه سال 1391 18:40
خداحافظ ای همنشین همیشه خدا حافظ ای داغ بر دل نشسته نه نمیخوام هیچکدومشو باور کنم. راشنو جونم بیا که اندازه یه عمر دلم برات تنگ شده. چرا اینجوری رفتی. میدونی حسابی تنهام گذاشتی .نمیتونم تحمل کنم . اخه دیگه شبا با کی حرف بزنم. یه بار دیگه بهم بگوشامبوسگمبلی. لعنتی دارم داغون میشم. اگه میخواستی اینجوری بری چرا منو به...
-
صدا..
شنبه 3 تیرماه سال 1391 18:48
دلم صدای بارون میخواد هرچند الان با این دلـ کــه گــرفـتـه اســـ با صدای دســتـفــروش دوره گرد هم گــریــم می گیره چه برسه به صدای بارون
-
...
شنبه 3 تیرماه سال 1391 18:22
دیشب اصلا خوب نبود.شب امتحان ریاضیو من سه ساعت تو ماشین نشسته بودم تا مامان گرامی از عروسی برگرده و منم چون کلید نداشتم مجبور به خود خوری بودم.امروزم امتحانمو گند زدم.اه اه اه امتحانی که فول آب باشی اونوقت با یه منفی اشتباه کله محاسباتتو به هم بریزی.گندش بزنن از ریاضی واسه همین خوشم نمیاد.امروز بعد امتحان اومدم بخوابم...
-
این روزهای سخت...
یکشنبه 28 خردادماه سال 1391 12:06
این روزها میلاو در حال شکستن کمر امتحانات است ! شما چطور؟ بعضی وقتام اینجوری! اصلا یه وضعی
-
...
دوشنبه 15 خردادماه سال 1391 02:22
امروز روز غمگینی داشتم.از وقتی که بیدار شدم تا نزدیکای ساعتای 11 شب مامان اینا هم یعنی مامانو بابا محمدو آمنه هم رفتن امروز اورتو کن.ولی من موندم که درس بخونم.اه لعنتی هروقت این فصل میشه . هواها عالیه و جون میده واسه بیرون رفتن من باید مثل اسگولا بشینم درس بخونم:( .اه اه امروز و دیروزم باید سازمانو تموم میکردم .یه...
-
ولی...
شنبه 13 خردادماه سال 1391 01:33
گاهی لال میشود آدم ... حرف دارد ها ... ولی کلمه ندارد!!!
-
...
شنبه 13 خردادماه سال 1391 00:30
-
یونی نوشت!
جمعه 12 خردادماه سال 1391 04:55
گمشده این نسل اعتماد است نه اعتقاد. اما افسوس که نه بر اعتماد اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتماد !
-
تراوشات یک مغز متخیل!
جمعه 12 خردادماه سال 1391 04:45
ای بابا جودی آبوت هم نشدیم یکی بگه: آنه تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت!
-
...
جمعه 12 خردادماه سال 1391 03:26
سلام الان ساعت 2:48 بامداد روز جمعه اس.حسابی تنهام. - گمونم اسب سفید شاهزاده منو کشتن و باهاش سوسیس درست کردن وگرنه امکان نداشت اینقده دیر کنه تو این هفته هم اتفای خ وب داشتم هم بد.اول بدارو میگم که وقتی به خوبا میرسم کامم شیرین شه.از همه بدتر موضوع حجاب تو دانشکده اس.لامصبای بووووووووووووووووووق مامور واسمون گذاشتن...
-
آرزو !!
دوشنبه 8 خردادماه سال 1391 03:09
از هیچ کار بچگیم پشیمون نیستم ، جز اینکه آرزو داشتم بزرگ شم ...
-
روز نوشت...
دوشنبه 8 خردادماه سال 1391 02:29
این روزا خیلی حرف واسه گفتن ندارم.خب امروز آخرین جلسه کلاس بازرگانیم با آسمان بود .خیلی خوب بود .ازم درس پرسید خدارو شکر تونستم خوب جواب بدم.اخر ساعتم رفتم پیشش بهش گفتم خوشحال میشم حتی شده تو یه فعالیت کوچیک بتونم باهاش همکاری کنم اونم قبول کرد .گفت بعد امتحانا یه زنگ بهم بزن خدا کنه بشه J .اومدم خونه خوابیدم از سر...
-
شب آرزوها
جمعه 5 خردادماه سال 1391 01:28
آرزویم این است : نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را میخواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد.. اگه اتفاقی گذرتون به اینجا افتاد واسه منم دعا کنین :)
-
اصلا من میرم :دی
جمعه 5 خردادماه سال 1391 00:32
-
روز نوشت...
جمعه 5 خردادماه سال 1391 00:24
سلام هه الان که اومدم پای نت ثلا میخواستم امشب بازرگانیمو بخونم که یکشنبه به آسمان بگم ازم بپرسه بتونم جواب بدم تا یه نمره میانترم داشته باشم.ولی حسش نیست.اخه امشب شب آرزوهاس دلم گرفته L خدایا خودت که میدونی چه آرزویی دارم خب براوردش کن دیگه.عقده ای شدم رفت پی کارش. خب تو این چن وقت که نبودم بیخبر رفتیم مسافرت سمت...
-
روز نوشت...
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1391 02:59
-
...
پنجشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1391 02:30