امروز یکم سخت بیدار شدم..دیشب رفتیم خرید و تا برگشتیم دیگه نایی نداشتم
ادامه مطلب ...نرم نرمک میرسد که چه عرض کنم ...مثل برقو باد دارد میرسد اینک بهار فریدون جان!
وقتی خستم
وقتی کلافم
وقتی دلتنگم
بشقابهارو نمیشکنم
شیشه هارو نمیشکنم
دلت رو نمیشکنم
تو این دلتنگیها
زورم به تنها چیزی که میرسه
این بغض لعنتیه
البته جا داره خاطر نشان کنم که :
من دیگه این رو هم نمیشکنم..بهله!
عاقا من دوباره برگشتم..یهویی یاد بلاگ اسکای افتادم .سرکی زدم دیدم چند نفر از روزاشون نوشتن حسودیم شد گفتم منم از این بعد هروقت تونستم پست میذارم
خو حیفه آدم این روزاشو فراموش کنه
ادامه مطلب ...