سیرو سلوکی تو پستهای گذشتم داشتم دیدم وایـــــــــــــــــــــــــــ خدای من!
نوشته ها خیلی غمگین شدن.
باید یه فکر اساسی کرد.هرکی اینارو بخونه فکر میکنه صبح تا شب دارم گریه می کنم خودم که همچین فکری کردم.یعنی غم تا این حد!اگه مامانم این پستا رو بخونه شبانه روز واسم آب پرتغال با نکتار هلو میاره
جدی باید یه فکر اساسی بکنم(چرا اینجا smile فکر کرن نداره )
ای جانم عزیزم
امیدوارم بعد از این همیشه از شادیهاتون بنویسید
سلام دریا جان.
آره امیدوارم بتونم.
ممنون از حضورت گلم
موفق باشی
سلام ..
از اینکه منت گذاشتین سرمون و افتخار دادین که به وبلاگم سر زدین سرفرازمون کردین ..
خیلی خیلی ممنون...
میتونم بگم شما اولین نظر رو تو وبلاگم بعد از چند ماهی که من راهش انداختم دادین ...
نمیدونم چرا ملت این روزا گوشاشون به حرفهای دلشون بدهکار نیس...
فقط و فقط دنیا ...؟
عجبا ...
به هر حال تشکر از لطفتون...
با افتخار و با کسب اجازتون میخوام شما رو لینک کنم تو وبلاگم .. البته تا هنوز جوابشو بهم ندادین این کارو انجام نخواهم داد ....
روز و روزگارتون نیک ...
سلام
اینجوری یه طرف قضیه حل میشه
خواهش میکنم.اتفاقا وبلاگ جالبی داشتین اکثرشو خوندم .
واو جدی ! من اولین نفر بودم!!! چه جالــــــــب.اولین بار بود همچین اتفاقی برام افتاده.
خب چه میشه کرد ملتن دیگه، منم دیدم مردم حرفمو نمیفهمن سعی میکنم حد اقل من اونارو بفهمن
خواهش میکنم با کمال میل.خوشحال میشم
ممنون از حضورتون
موفق باشید
ممنون یه سوال داشتم تاحالا شده از چیزایی که واستون خیلی مهمه به خاطرکسی که دوسش داریدبگذرید اما اون حتی نبینه؟