دیشب دلم گرفته بود هی تو جام اینور اونور شدم ، حتی متکا رو هم عوض کردم ، خوابم نبرد !.گوشیمو برداشتم سریع نوشتم خوابم نمیبره تا اومدم ارسال کنم....دلتنگیم بیشتر شد آخه دیدم کسیو ندارم که واسش ارسال کنم :(
یه همچین حسی بود :
هه ! یاد این شعر افتادم که میگه:
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشیها کم نیست...
تو اون لحظه دلداری بهتر از این سراغ نداشتم
هیچی دیگه اینقد چشامو بسته نگه داشتم که از رو رفتن!
سلام
دلتنگی ها هیچ وقت از بین نمی روند ...
تنها از صورتی به صورت دیگر تغییر شکل پیدا می کنند .
سپاس از مطلب خوبتان .
سلام
تعبیر زیبایی بود.متاسفانه همینطوره. ایکاش میشد shift delete شن. ولی خب دیگه ...
ممنون از حضور پر لطفتون
موفق باشید
من بدم میاد از این حس
آخه همیشه که میاد سراغم شکستم میده!!!
آره حس بدیه، اونشب بیشتر از همیشه حسش کردم.
خب چه میشه کرد ...
امیدوارم این واژه "همیشه" تو این رشته از حرفامون به "گاهی اوقات" تبدیل شه
موفق باشید
چه تلخ است:
علاقه ای که عادت شود...
عادتی که باور شود...
باوری که خاطره شود...
و خاطره ای که درد شود...
ولی علاقه من از سر عادت ها نیست .اگه دلتنگ میشم بیشترش به خاطر نبود راشنو پیشمه و بعد از اون خوشی هایی که داشتم و حالا هرچه میگذره دارن کوچیکتر میشن و یا متاسفانه اسیر روزمرگی شدنمه.
باید یه فکری واسه خودم بردارم.اینجوری نمیشه.
ممنون از حضورت سپیده جان.راستی جملات وبت هم زیبا بودن
موفق باشی
خانمى من وبتو لینک میکنم،کلى خوشم اومد از اینجا!
دوست دارم گاهى بیام،اسمتم خیلى دوست دارم بدونم،البته اگه اشکال نداره!
سلام.خواهش میکنم نظر لطفته .از دیدنت خوشحال میشم.
من ؟!
کی ؟!